تبليغاتX
مسیح برای همه

مسیح برای همه

مسیح برای همه

شاگردان و کلام خدا او را که میخواند؟

133- کلمه که خداست و جسم پوشید به میان ما آمد
یوحنا 1 : 1- 2 و 14در این آیه روح خدا از طریق یوحنا اعلام میکند که خدا به روی زمین آمد.

134- تو مسیح پسر خدای زنده هستی
متی 16 : 16 در این آیه پطرس بوسیله روح خدا (از طرف خدای پدر) اعلام میکند که تو پسر خدای زنده هستی. یعنی خدای جسم پوشیده.

135- تو خداوند و خدا هستی
یوحنا 20 : 28 در این آیه توما یکی از شاگردان که شکاک بود با دیدن عیسی و جای سوراح دست و کمر او اعلام میکند که تو خدا هستی. عیسی در جواب او نگفت ساکت شو چرا توما کفر میگوئی. بلکه او را تائید کرد و گفت خوشا به حال تو توما و خوشا بحال ما که او را به جسم ندیده ایم ولی ایمان داریم که او خداست و خداوند زندگی ماست .

136- او خدای قادر مطلق است
مکاشفه 1 : 8 در این آیه یوحنا با دیدن عیسی مسیح در رویا و مکاشفه عالی خود اعلام میکند که او خدای قادر مطلق است.

137 – عیسی خدای حق است
اول یوحنا 5 : 20 در این آیه یوحنا به همه ما اعلام میکند که او پسر خدا خود او حق است یعنی خود خدا.

138- مسیح جسم پوشیده خدای متبارک است
رومیان 9 : 5 در این آیه پولس کاملا به وضوح اعلام میکند به مسیحیان رومی که عیسی خداست.

139- خدا در جسم ظاهر شد
اول تیموتاوس 3 : 16 در این آیه پولس به تیموتاوس و همه ما با هدایت روح خدا مینویسد که خدا جسم پوشید. در ترجمه اصل کلام این لغت "خدا" همان" ته اوس" لغت یونانی است که فقط به خدای واحد تعلق دارد.

140 – خدا با خون خودش ما را خرید
اعمال رسولان 20 : 28 در این آیه لوقا از طریق روح خدا اعلام میکند که خود خدا با خونش کلیسا را خریده است. همه ما میدانیم که عیسی مسیح با خون خود کلیسا را خریده است. در این آیه دوباره به این اشاره میکند که همان کسی که میگوید که با خود خودش کلیسا را خریده یعنی عیسی مسیح ناصری همان خداست.
+ نوشته شده در  Mon 17 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 

....................عید قیام بر تمام مسیحیان مبارک باد....................


عیسی مسیح خود را که میخواند؟
121- من پسر خدا هستم
یوحنا 10 : 36
عیسی مسیح خود را پسر خدا بمعنی اینکه من خدائی هستم که جسم پوشیدم اعلام میکند که یهودیان معنی آن را میدانستد و هر موقع او این را اعلام میکرد آنها سنگ برمیداشتند که او را سنگسار کنند . او نمخواست که از نظر الهیاتی غلط صحبت کند اگر میگفت که من خدا هستم بدون اینکه پسوند پسر در این صورت در فکر یک یهودی کلمه خدا به پدر یعنی بعد روح اطلاق میشد و مسیح در بعد جسم بود نه در بعد روح که فقط بگوید من خدا هستم بلکه خدا بود ولی از بعد روح به بعد ماده و جسم آمده بود . پسر خدا یک لقب است و معنی روحانی دارد نه پسر بعنوان زاده شده و عضو خانواده یک پدر جسمانی فرزند پسر داشته باشد.

122- من پسر انسان هستم
لوقا 19 : 10
این لقب خدا در جسم است که دوباره در عهد قدیم به آن اشاره شده است. دانیال نبی در وقتی در ایران رویا دید و خدا را ملاقات کرد گفت که او را به صورت پسر انسان دیدم. به آیه دانیال 7 : 13-14 مراجعه کنید.

123- من و پدر یک هستیم
یوحنا 10 : 30 به
عیسی مسیح وقتی میگفت که من و پدر یک هستیم برای یک یهودی که کتب را خوانده بود کاملا این معنی را داشت که او خود را خدا خطاب میکند. معنی همین آیه در آیه 33 همین فصل 10 نمایان است. یهودیان با شنیدن این حرف سنگ برداشتند که او را سنگسار کنند و مسیح پرسید به سبب جه مرا سنگسار میخواهید کنید؟ میگویند که بخاطر این که تو را انسان میبنیم و تو میگوئی که خدا هستی. پس من و پدر یک هستیم یک ادعای خدائی بود.

124- من اول و آخر( الف و یا) هستم
مکاشفه 1 : 8
در این آیه مسیح خود را اول و آخر میخواند یعنی همچیز در او خلاصه شده است. در عهد عتیق در کتاب اشعیأ نبی 48 : 12 یهوه (خدا) خود را اول و آخر معرفی میکند. و با این حرف مسیح میگوید که من یهوه هستم.

125- من راه هستم
یوحنا 14 : 6
عیسی مسیح خود میگوید که من راه هستم نه آن که آمده ام و راه رسیدن به خدا را نشان بدهم. او کتاب نیاورد یا راه را نشان نداد بلکه او گفت من خودم راه هستم. پس انسانها در دنیا بوسیله مذاهب میخواهند که راه را به خدا پیدا کنند . و میگویند همه راه ها بالاخره به خدا ختم میشود, ولی خدا میگوید همه راه ها به تاریکی و دوری و مرگ است فقط من هستم که متیوانم بیایم و شما را با خود ببرم. خود

126- من راستی (حقیقت) هستم
یوحنا 14 : 6
عیسی مسیح میگوید که من راستی و حقیقت مطلق هستم . لغت حق یا حقیقت که به خدا تعلق دارد را مسیح به خود میگوید. در آیه یوحنا 8 :32 خود مسیح میگوید که حق (حقیقت) را خواهید شناخت و حق شما را آزاد خواهد کرد. و توضیح میدهد که این حق و حقیقت خود او پسر خداست. به آیه یوحنا 8 : 36 رجوع کنید.

127- من حیات هستم
یوحنا 14 : 6
حیات بمعنی زندگی ابدی, منشأ حیات و زندگی فقط مختص خدا است و بس . مسیح این را به خود میگوید.



128- من قیامت هستم
یوحنا 11 : 25
در آخر اوست که بر میگردد و اوست که در روز آخر ما را میتواند قضاوت کند. هیچ کس بجز خدا در روز قیامت با ما ملاقات نمیکند . هیچ انسانی و نه پیامبری ونه امامی در آخر برای قیامت ما ایستاده و میآید بغیر از خود خدا به صورت پسر خدا که میگوید من قیامت هستم. به دنبال هیچ انسانی نباشید که باز گردد. همه انسانها مرده اند همه پیامبران و امامان مرده اند و در روز قیامت همه آنها در مقابل عیسی مسیح برای نامه اعمالشان خواهند ایستاد . معنی دیگر این ادعا این است که همه کس و همه چیز در حال حاضر در او قیام دارد یعنی متصل و پا برجاست و اگر او دست خود را از روی ما و جهان بردارد ما منفجر میشویم. در اتم قدرتی است که اجزای آنرا از هم دفع میکند. ولی به طور ماورای طبیعه که حتی دانشمندان به آن اذان میکنند قدرتی است که اجزای این اتم را به هم متصل کرده و انرژی را میگویند وجود دارد که این جزو کوچک روی زمین را که همه ما از اجزای آن درست شده ایم را به هم متصل کرده که اگر نبود , اتم منفجر میشد و دنیا منفجر میشد. این قدرت اسمش خداست. و یا همان انرژی که دانشمندان به دنبال کشف آن هستند که با شناخت مسیح به این کشف میرسند. به آیه کولسیان 1 : 17 مراجعه کنید

129 – من نور عالم هستم
یوحنا 8 : 12
عیسی مسیح با اعلام نور میگوید که من منشأ نور هستم. ما میدانیم که خدا نور است که در یوحنا 1 : 2-3 میخوانیم. عیسی مسیح میگوید من همان خدا هستم. همه ما میدانیم که از جنس تاریکی شده ایم و از نور (خدا) جدا شده ایم ولی نور به روی زمین آمد که من تاریک را روشن و نور سازد. عیسی ما را بعد از نجات نور عالم میخواند نه آنکه ما نیز خدا هستیم بلکه به واسطه تابیدن نور عالم به ما , ما نیز تبدیل به نور شده ایم و برای او باید بدرخشیم به آیه متی 5 : 14 رجوع کنید .

130- من شبان نیکو هستم
یوحنا 10 : 11
عیسی خود را شبان نیکو میخواند که فقط لقب خود یهوه (خدا) در عهد عتیق بوده است. مزمور 23 را همه ما حفظ هستیم. در باره خدای یکتا حرف میزند. در جای دیگر در اشعیأ 40 : 11 خدا اعلام میکند که به صورت شبان به روی زمین میآید و این پیشگوئی در وقت معین انجام شد.

131- من قبل از آنکه ابراهیم باشد من هستم
یوحنا 8 : 58
این جمله از نظر دستوری به نظر غلط میآید ولی در حقیقت درست است. این جمله میگوید که من هستم همان هستی هستم و در هر حال من منشأ حیات هستم و حاظر در همه جا. او خدائی است که به زمان وابسطه نیست و همیشه میبایست برای او زمان حاظر دستوری را بکار برد. مسیح خود را هستی میخواند. اگر این جمله را بخواهیم به زبان دستوری بنویسیم که ما متوجه بشویم میبایست خوانده شود که قبل از اینکه ابراهیم به دنیا بیاید , من بوده ام و هستم و خواهم بود . این مطلب را نیز از زبان یحیی تعمید دهنده شنیدیم که میگفت " مردی بعد از من میآید که پیش از من شده است زیرا که بر من مقدم بود" یوحنا 1 : 30 در اینجا او نیز او را که از نظر جسمانی 6 ماه بعد از تولد یحیی بدنیا آمده بود میگوید که شده است. یعنی بوده است.
132- من مرده شدم و اینک تا ابدالاباد زنده هستم
مکاشفه 1 : 18
در این آیه عیسی با یوحنا ملاقات میکند و عیسی خود را معرفی میکند. که او تا ابد زنده است.

ادامه دارد..............................
+ نوشته شده در  Sun 16 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 

معنى و يا تفسير واژه هاى زير را بنويسيد؟
101 . پسر خدا
خدا جسم پوشيده (عيسى فرزند خدا نيست ) فرزند - زاييده شده
102 . خداوند
صاحب و مالك
103 . اهيه
هستم آنكه هستم
104 . يهوه
خداى هستى (از لغت هستم آنكه هستم گرفته شده)
105 . كلمه
هستى ، دليل همه چيز، منشاء
106 . عيسى
خدا نجات است (نجات دهنده)
107 . مسيح
مسح شده ، پادشاهان را مسح مي كردند، پادشاه ( خدا )
108 . عمانوئيل
خدا با ما
109 . عهد عتيق
پيمان قديم ، عهد بعنوان زمان و دوره نيست بلكه پيمان خدا با ما از طريق كلام خود و پيامبران. اين پيمان دوستى و رابطه صحيح در 39 كتاب بعنوان كتب عهد عتيق و يا تورات و كتب انبياء معروف است
110 . عهد جديد
پيمان جديد كه در خون عيسى مسيح خداوند با ما بست كه به ما حيات جاودانى دهد . اين نيز بعنوان زمان جديد نيست بلكه عهد عشق خدا و نجات خدا براى بشر است كه در 27 كتاب كه در جمع به انجيل شناخته شده براى ما بيان شده است .
111 . لغت انجيل
خبر خوش ، مژده ، از لغت انجل يونانى كه در انگليسى نيز بعنوان فرشته كه هميشه خبر خوش مي آورد گرفته شده.
112 . كفاره
پوشش (پوشش گناه)
113 . قصاص
جزا ، مجازات ، مكافات و داورى

114 . رحمت
بخشش (آنچه جريمه ما بوده ويا حق ما بوده و عفو گردد)
115 . فيض
بخشش (آنچه حق ما نيست ولی به ما داده و بخشيده مي شود)
116 . راستى
حقيقت ، حق (عيسى فرمود من راه و راستى هستم)
117 . عدالت
يكى شدن با خدا ، در رابطه درست با خدا بودن .
118 . عادل شمرده شده
كسى كه خدا او را بدون گناه مي بيند (بخاطر خون مسيح)
119 . آيا عيسى مسيح فرزند خداست ؟
خير ، لغت فرزند در فارسى از لغتى گرفته شده كه بمعنى زاييده شده از انسان ديگر و متعلق به آن شخص . مثل شمعون فرزند يونا يا اينكه مثلا" شما فرزند مادرتان هستيد . ولی عيسى فرزند خدا نيست چون خدا كسى را نزاييده و از كسى زاييده نشده است . بلكه لغت پسر خدا يعنى خدا جسم پوشيده . و تنها لقب عيسى مسيح است و بس. در كتب انجيل تفسيرى و انجيل شريف ، مترجم پسر خدا را به صورت فرزند خدا ترجمه كرده است . اين ترجمه براى يك فردى كه با زمينه فرهنگى و مذهبى اسلام بزرگ شده است بايد توضيح داده شود . خدا یکی است و دوتا نيست و كسى را نزاييده است بلكه خداى قادر مطلق براى نجات فرزندانش به صورت ما شد تا جريمه گناهان ما را پرداخت كند .
120 . چه كسى فرزند خداست ؟
شما و من (بخاطر دريافت مسيح به عنوان خدا و نجات دهنده)

ادامه دارد............................
+ نوشته شده در  Sat 15 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 


91 ـ روح القدس چيست ؟ و يا كيست ؟ كدام صحيح است ؟
روح القدس شخص خود خداست و او انرژى و يا "چيز" نيست پس لغت "چيست" صحيح نيست بلكه "كيست" درست است . بلكه خداست كه بعد از آمرزش گناهان توسط خون مسيح به عنوان هديه و بيعانه بركات آينده به ما داده مي شود ودر ما ساكن مي گردد .


92 ـ براى دريافت روح خدا چه بايد كرد ؟
هر كه مسيح را به عنوان نجات دهنده و خدا و خداوند بپذيرد روح القدس را به عنوان بيعانه وعده هاى خدا در زمين و در آسمان دريافت مي كند. (افسسيان 1 : 13و دوم قرنتيان 1 : 22)

93 ـ وقتى روح القدس را دريافت كرديد چه اتفاقى براى شما مي افتد؟
تولد تازه داريد.(دوم قرنتيان ۵ : 17) و ثمرات روح خدا از ما جارى مي گردد (غلاطيان 5 : 22 )
94 ـ ميوه هاى روح القدس كدامند ، نام ببريد ؟ آيه ؟
در كتاب غلاطيان ۵ : ۲۲ به ترتيب ۹ ميوه را نام مي برد كه در وقت نجات به يك ايماندار از طرف روح خدا داده مي شود . يك شخص مسيحى مي بايست نفس خود را روزانه تحت كنترل روح خدا قرار دهد تا اين ميوه ها از او نمايان شود. نه آنكه ندارد بلكه بعنوان هديه يك جا به او در وقت نجات داده شده است ولی نفسى كه نمرده است نمي گذارد كه اين ميوه ها از ما بيرون بيايد.
1-محبت ۲- خوشى يا شادى ۳- سلامتى يا آرامش ۴- حلم يا بردبارى ۵- مهربانى ۶- نيكويى ۷- ايمان يا در اصل وفادارى
۸- تواضع يا فروتنى ۹- پرهيزگارى يا خويشتن دارى

95ـ شخص روحانى كيست ؟ و شخص جسمانى كيست و چه معنى مي دهد ؟ با آيه ؟
شخص روحانى كسى است كه با روح خدا كنترل مي گردد و روان او (نفس) او در اختيار روح خدا و در كنترل اوست و عملا" نفس او مرده و روح خدا در او زنده است و مسيح در او زندگى و از طريق او زندگى مي كند (غلاطيان 2 : 20) و تمام ميوه هاى روح از او نمايان است . (غلاطيان ۵ : ۲۲)
اما شخص جسمانى كامﻼ مخالف شخص روحانى ، روان (جان يا نفس ) او كاملا" زنده و او را كنترل مي كند و ميوه هاى نفس (جسم در غلاطيان 5 : 19-21) از او نمايان است .

96 ـ شاهد مسيح بودن براى شما چه معنى و مفهومى دارد ؟
شاهد در اصل يونانى آن از لغت شهيد مي آيد. كسى كه حاضر است براى مسيح شهيد شود. ولی مسيح نمي خواهد كه ما شهيد شده و براى او جان بدهيم چون او اين كار را براى ما كرده است. مي خواهد ما نفس خود را مرده اعلام كنيم و بكشيم تا روح او ما را كنترل كند تا او از طريق روح خود از ما نمايان شود لغت جلال يابد يعنى تجلی يابد و ظاهر گردد . شاهد كسى است كه مسيح در او نمايان است و مردم مسيح را در او مي بينند . او نمونه مسيح است .

97 ـ بشارت دادن يعنى چه ؟
وقتى كه ما نمونه مسيح زندگى كرديم مردم از ما دليل عوض شدن مارا خواهند پرسيد در آن وقت مي توانيد با فروتنى و حلم و احترام در باره عوض شدن خود و دليل آن صحبت كنيد . وقتى از نحوه عوض شدن خود صحبت مي كنيد مي گويند كه شهادت ميدهيد و وقتى كه از دليل عوض شدن صحبت مي كنيد مي گويند كه بشارت مي دهيد . پس بشارت دادن ، يعنى بيان خبر خوش (انجيل مسيح - مژده نجات - آمدن خدا در جسم و فداكارى او بر صليب ، مرگ و رستاخيز او از مردگان ) مي باشد .


98 ـ كليسا يعنى چه ؟
جمع ايمانداران به مسيح كليسا خوانده مي شود. كليسا افراد يعنى ما و شما هستيم نه ساختمان. ساختمانهايى كه كليسا يعنى ايمانداران جمع مي شوند مي بايست به عنوان ساختمان كليسا بيان شود .


99 ـ لغت مشاركت براى شما چه معنى مي دهد ؟
مشاركت يعنى رابطه روحانى ايماندارن با يكديگر. در مسيحيت لغت معاشرت كه از لغت عيش و عشرت مي آيد وجود ندارد (منظور اينست كه استفاده ندارد ) بلكه يك مسيحى با دنياى بيرون و كسانى كه هنوز مسيح را بعنوان خدا و خداوند نپذيرفته اند فقط رابطه محبت و بشارت را دارد و با ايمانداران رابطه مشاركت . اگر وارد يك مهمانى مي شويد كه مردم هنوز با مسيح آشنا نيستند وظيفه شما اينست كه شاهد خوب مسيح باشيد تا بر آنها اثر مثبت مسيح را بگذاريد نه آنكه آنان بر شما اثر بگذارند . اگر در يك جمع ايمانداران بوديد نيز وظيفه شما اثر مثبت گذاشتن بر ساير برادران و خواهران ايمانى شماست تا آنان از ايمان و رفتار شما بنا گردند و به شباهت مسيح برسند . و ما نيز از آنها بنا گرديم تا ما هم از ايمان تا ايمان جلو برويم .
100 ـ آيا مي توانيد بگوئيد كه چرا و به چه دليل تشويق شده ايد كه به شباهنگ برويد ؟
شباهنگ يك محلی است كه ۱- براى مشاركت با ايماندارن ديگر و تجربه رشد روحانى با يكديگر و درك خانواده الهى و تجربه زندگى در طول هفته با يكديگر است نه فقط يكشنبه به يكشنبه ۲- دعوت از مهمانان جديد به شركت در اين خانواده تا با رابطه سالم با شمادر شباهنگ (طول هفته نه فقط يك شب جمع شدن ) مسيح را در شما ببينند و آنان مسيح را از طريق شما تجربه كنند . ۳ - پرستش و دعا ۴ - تعليم كوتاه ولی عملی 5- رسيدگى به احتياجات شخصى يكديگر. دليل اين دعوت ، يك دعوت به خانواده الهى است كه باعث رشد من و شما مي شود.

ادامه دارد..................
+ نوشته شده در  Wed 12 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 

- آيا پدر پسر و روح القدس سه مظهر خدا از چه زمانی وجود داشته اند؟
از اول زمان از زمانی که خدا بوده به همین سه مظهر بوده ولی در وقت معین خود را به ما نمایان کرده است. اگر در کتاب پیدایش فصل 1 آیه 2 روح خدا (روح القدس) بوده . در کولسیان فصل 1 آیه 15 تا 17 میخوانیم که آفرینش بوسیله مسیح (پسر) بوده است. پس در آفرینش هر سه مظهر خدا در عمل بوده است برای همین است که خدا میگوید در پیدایش 1 : 26 که آدم را شبیه ما بسازیم. این لغت ما رجوع میکند به خدای مرکب ( الوهیم = خداوند خدا= پدر+پسر+روح القدس)



82- اگر عيسى مسیح که خدا بود و میگوئید که 100% انسان شد پس چرا ازدواج نکرد ؟ آیا ما نباید او را بعنوان الگو نیز دنبال کنیم ؟ پس ما نمیبایست ازدواج کنیم ؟
عیسی مسیح 100% انسان میتوانست ازدواج بکند ولی انتخاب کرد که این کار را نکند نه بعنوان این که ازدواج بد است بلکه در کلام در جاهای مختلف ازدواج را تشویق میکند و مبارک میخواند به آیه امثال 18 : 22 رجوع کنید . اما نیز میگوید که این به همه عطا نشده که مجرد باشند ولی اگر کسی مجرد باشد میتواند کار خدا را به نوع دیگر که موثرتر و وسیع تر باشد انجام دهد. چون مرد که ازدواج میکند در خانه مسولیت و زن در خانواده مسولیت هائی بیشتر و بالاتر از بشارت دارند و آن رسیدگی به خانواده است و بعد بشارت و شاگردی دیگران. ولی عیسی آمد که بشارت دادن به دنیا کار شماره یک او شود. او میتوانست ازدواج کند ولی نکرد بلکه تا گمشده را بجوید و نجات بخشد وگرنه میبایست به همسر زمینی و بچه های خود اول میرسید. حال آنکه خانواده الهی او همه ما هستیم و کلیسا در کل عروس اوست. به آیه اول قرنتیان 7 : 7 – 9 و همچنین آیات 32 – 38 در مطالعه کنید و همچنین به لوقا 19 : 10 توجه کنید.

83 ـ وقتى عيسى مسيح را بعنوان خدا و خداوند خود مي پذيريد و ايمان مي آوريد چرا بايد اورا به لبان خود اعلام كنيد ؟ آيه روميان 10 : 9 ـ 10را توضيح دهيد .
در روميان 10 : 9-10 کلام خدا مي فرمايد: وقتى به قلب ايمان آوريد يعنى باور كرده و بپذيريم كه خدا براى ما چه كرده است با او يك مي شويم ( عادل شمرده مي شويم ) و با لب بلند اعلام مي كنيم نجات پيدا مي كنيم. نه تنها خود باور كرده ايم بلكه فرشتگان و شياطين نيز مي شنوند.
نجات يعنى آزاد شدن از:
۱- تسلط گناه بر نفس ۲ - مرگ ابدى ۳ - تسلط شيطان.
با ايمان به مسيح ما تولد تازه پيدا مي کنیم و خدا به ما روح خود را به عنوان هديه مي دهد.
(افسسيان 1 : 13 و دوم قرنتيان 5 : 17)

84 ـ هركه به مسيح ايمان آورد فرزند خدا خوانده مي شود . آيه اى در اين مورد بيان كنيد ؟
يوحنا 1 : 12 تمام دنیا آفریده و فرزندان خدا هستند ولی فرزند خواندگی خود را فراموش کرده و در دنیا گم شده و خارج از خانه پدری خود هستند . هرکه به عیسی مسیح ایمان آورد این امتیاز را پیدا میکند که فرزند خواندگی خود را دوبارده بدست آورد و در خانه پدر تا به ابد بماند.

85 ـ كسى كه با مسيح تولد تازه پيدا كرده با او مرده است و با او زنده شده است آيا آيه اى داريد كه اين مطلب را بيان كند ؟
روميان6 : 3 ـ6 مردن بمعنی مردن در نفس و امیال انسانی است

86 ـ كسى كه با مسيح متحد است حياتى تازه دارد و هرچه كهنه بود درگذشت و اينك زندگى تازه شروع شده . آيه مربوطه را بنويسيد ؟
دوم قرنتيان 5 : 17 همانگونه که کرم ابریشم وارد پیله میشود و بعد از جندی تبدیل به پروانه میگردد ما نیز با دریافت مسیح زندگی تازه ای را خواهیم داشت که با زندگی قبلی کاملا فرق دارد. پراوانه دیگر کرم نیست که روی خاک بغلطد بلکه برگل های زیبا و خوش عطر مینشیند و زندگی تازه ایست .


87 ـ كسى كه مي پذيرد عيسى مسيح بجاى او جريمه گناهانش را پرداخته آيا ديگر گناه مي كند؟ و آيا يك مسيحى كه روح خدا را دارد و روح پاكى در اوست آيا قادر به گناه كردن هست ؟ يا نه ؟ و اگر هست بايد بكند يا نه ؟ آيه اى درباره گناه نكردن و يا گناه كردن يك مسيحى داريد ؟
آيا بايد بكند ؟ خير. ولی قادر است كه بكند ؟ بله. ( روميان 6 : 1-4 و اول يوحنا 2 : 1 )
يك مسيحى واقعى به خاطر عشق به مسيح گناه نمي كند. چون مي داند با هر گناه او يك چكش به دست و يا پاى عيسى در روى صليب مي كوبد. شما به همسر و يا بچه هاى خود طورى علاقه داريد كه اگر بگويند بطور مثال اگر از چهار راه خيابان كِرك و كَمدِن اگر هر روز رد شويد ، يك دوربين در سر آن چراغ هست كه به اداره پليس خبر مي دهند و يك مامور مخفى مي رود در خانه شما و فقط يك سوزن خيلی خيلی كوچك را به پهلوى بچه كوچك شما ميزند. حاﻻ شما به من بگوييد از اين به بعد چند مرتبه ديگر شما از آن چهار راه رد خواهيد شد

88 ـ در كدام آيه نوشته شده است كه با دريافت عيسى مسيح خدا با روح خودش مهر مالكيت خود را بر ما ميزند؟
افسسيان 1 : 13 در این آیه ما متعلق به مسیح میشویم و مال او هستیم.

89 ـ توضيح دهيد كه روح القدس از چه تاريخى وجود داشته و درعهد عتيق آيا روح القدس در افراد كار ميكرد ؟ چگونه بوده است ؟
روح القدس يعنى خود خدا به صورت روح كه مي تواند در ما ساكن شود. او خداست و از روز ازل بوده .و خواهد بود و در
پيدايش ۱ : ۲ در خلقت حضور روح القدس را مي بينيم. روح خدا در افراد بخصوص مثل انبياء كار مي كرده و به آنها داده مي شده تا كلام خدا را يا اعلام كنند ويا معجزات خدا روى زمين نمايان شود بعد از آنها گرفته مي شده. ولی در زمانى كه شاگردان و ما به عيسى مسيح ايمان مي آوريم روح او در ما ساكن مي گردد و ديگر ما را ترك نخواهد كرد .


90 ـ توضيح دهيد كه روح القدس از چه تاريخى به مسيحیان داده شده كه در آنها ساكن گردد ؟
در زمان دريافت آمرزش گناهان بوسيله خون مسيح و اعلام اينكه عيسى خدا و خداوند ماست. در همان لحظه وارد قلب ما مي شود و با ما ساكن مي گردد. اين امر از زمان مرگ و برخاستن مسيح در اختيار شاگردان و ما قرار گذاشته شده است . و در روز پنطيكاست (50 روز بعد از مرگ و قيام مسيح در روز يكشنبه ) به تمام خواستاران او به پُرى و با قدرت داده شده است .

ادامه دارد.....................
+ نوشته شده در  Tue 11 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 


65ـ چرا خداى واحد قادر مطلق جسم انسانى پوشيد ؟
در کلام خدا از قبل پيشگويى شده بود كه خدا بروى زمين مي آيد. ( اشعیاء 12، 45 ، 25 ، 40 ، 7 ، 9 ) او به صورت انسان مي آيد و مثل شبان گله خود را به آغوش مي گيرد. او مي آيد تا گناه را بردارد. او به صورت يك ولد و نوزاد و پسر مي آيد. او براى قربانى شدن مي آيد (اشعياء 53) او به صورت كلمه (هستى و منشاء و دليل تمام هستى و كاينات ، اهيه ) در ميان ما جسم پوشيد و ساكن شد. او براى ما بره نهايى شد. قربانى گناه ( يوحنا 1 : 1 ، 14 ، 29 و دوم قرنتيان 5 : 21)

66 ـ در كدام آيه كتاب عهد جديد نوشته شده است كه خدا به صورت جسم انسان به روى زمين آمد؟
در يوحنا 1 : 14 و اول تيموتاوس 3 : 16 و كولسيان 1 : 15-16 و فيليپيان 2 : 6 -7

67 ـ چرا بايد خدائى كه براى نجات بشر آمد مي بايست از رحم يك زن به اين دنيا بيايد ؟ چرا مثل يك فرشته نيامد ؟ چرا يك باره در سن بزرگى مثلا" 30 سالگى ظاهر نشد ؟
پيشگوئى شده بود كه او گناهان مارا بر خود خواهد گرفت . او مي بايست به شباهت ما بشود ولی در روى زمين گناه نكند تا بتواند تمام گناهان و حتى درد ها و غم هاى ما را بر خود بگيرد ْ به همين خاطر او از رحم يك زن درست مثل ما به اين دنيا آمد تا مبادا كسى بگويد كه تو دردهاى من را حس نكردى و يا تو حتى دردى كه در موقع زائيده شدن و اولين گريه مرا تو تجربه نكردى او تمام زندگى مارا در روى زمين تجربه كرد ولی مثل ما گناه را تجربه نكرد تا قربانى ما شود ۰

68 ـ وقتى خدا (يهوه ) وارد زمين شد خود را چه نام گذاشت ؟ و اين نام در عبرانى چه معنى مي دهد ؟
خود را عيسى نام نهاد . عيسى در اصل عبرانى يشوا است كه به معنى يهوه نجات است يعنى خدا نجات دهنده من است ، عيسى ، خداى نجات دهنده من است ۰



69 ـ معنى كلمه در يوحنا 1 : 1 ـ 3 چيست ؟ با معنى اهيه و يهوه در عهد قديم كه در خروج 3 : 14 است را مقايسه كنيد ؟
لغت كلمه ترجمه فارسى از لغت يونانى است كه لوگوس مي باشد . لوگوس به معنى منشاء همه چيز ، دليل هر چيز و منشاء هستى و خود هستى است كه در عهد عتيق خدا خود را به موسى به صورت لغت عبرانى اهيه معرفى كرد و خود خدا گفت كه من هستى هستم و هستم آنكه هستم . پس در يوحنا لغت كلمه و اهيه يك معنى را براى ما نشان مي دهد كه لقب خود خداست و يوحنا در آيه ۱ تا ۳ مي گويد كه اين كلمه همان خود خداست ۰

70 ـ اين كلمه جسم گرديد در ميان ما ساكن شد ؟ در كجا نوشته شده است ؟
يوحنا 1 :14 و اول يوحنا 1 : 1-2

71 ـ در آيه باﻻ ( جلال او را ديديم ، جلالی شايسته پسر يگانه پدر) را معنى كنيد ؟
جلال او ، يعنى تجلالی ، يعنى ظاهر شدن او و نمايان شدن او ولی چگونه او ظاهر شد ؟ به صورت پسر كه در عهد عتيق در اشعياء ۹ : ۶ پيشگوئى شده بود آمد. پسرى كه خود پدر سرمدى است و ذات پسر و پدر خداست ولی او مي تواند به سه صورت پدر ، پسر و روح القدس ظاهر شود ۰ مانند آب كه ذات و فرمول آن H2O است ولی مي تواند به صورت اقيانوس در سراسر جهان باشد و مي تواند به صورت يخ و حتى به صورت بخار باشد. حتى در ۴ درجه سانتيگراد هر سه صورت آب H2O وجود داشته باشد. به همين صورت خداى واحد كه ذات او خداست مي تواند به سه صورت پدر در سراسر جهان ما را محبت كند و مي تواند به صورت پسر جسم بپوشد (مثل يخ ) و براى اين ما فاسد نشويم جان خود را فدا كند و مي تواند به صورت روح القدس (مثل بخار) در ما ساكن گردد . پسر يگانه در اصل يونانى به معنى "يونيك" يعنى بى همتا و متعلق به خداى پدر معنى مي دهد۰ هركه مي خواهد خدا و يا خداى پدر را ببيند مي تواند پسر يگانه را ببيند و جلال و تجلی پسر همان تجلی و ظاهر شدن خداست .

72 ـ معنى بره قربانى در يوحنا 1 : 29 چيست ؟ آخرين قربانى را چه كسى داد و براى چه بود ؟
در تمام طول تاريخ از هابيل و ابراهيم و موسى گرفته تا روزى كه از قبل معين شده بود يعنى زمانى كه خود خدا به صورت عيسى مسيح بر روى زمين آمد تمام انبياء و منتظرين خداوند براى ورود به حضور خدا بره و يا حيوانى را به عنوان قربانى و كفاره تقديم به خدا مي كردند. همان طوركه قبلا" خدا در كتب عهد عتيق وعده داده بود آخرين قربانى را هم خود خدا داد. وقتى عيسى آمد يحيى تعميد دهنده گفت اينك اين است بره خدا ( خدا انسان شد ) كه گناه جهان را بر مي دارد.

73 ـ كولسيان 1 : 15 را توضيح دهيد ؟
عيسى صورت خداى ناديده است و در آيات بعدى كاملا" نشان مي دهد كه او آفريننده همه چيز است ۰.

74 ـ كولسيان 1 :19را توضيح دهيد ؟
عيسى مسيح خداى جسم پوشيده است . بعضى فكر مي كنند كه وقتى خدا جسم پوشيد قسمتى از خدا وارد زمين شد و يا او كاملا" خدا نيست ْ حال آنكه در اين آيه اعلام مي گردد كه او تمامى پرى در او ساكن شود يعنى او 100 % خدا بود و او ذات كامل خدا بود

75 ـ وقتى عيسى مي گويد من و پدر يك هستيم ، منظور او چيست ؟
عیسی در جواب ملایان یهود که کلام تورات را می دانستند می گوید من و پدر یک هستیم آنها سنگ بر می دارند که او را بکشند چرا که می دانستند که او با گفتن این واژه در حقیقت می گوید که من خدا هستم .(یوحنا 10 : 30 ، 14 : 7-8 ) و همین طور به آیه یوحنا 10 : 33 توجه کنید که یهودیان چه پاسخ دادند.

76 ـ بزرگترين و اولين دلیلی كه خدا به صورت جسم به روى زمين آمد چيست ؟
اگر شما اولين و يا آخرين و يا حتى تنها فرد روى زمين بوديد او براى پرداخت جريمه گناه شما كه فرزند او هستيد مي آمد.
( يوحنا 1 : 12 و 3 : 16)

77 ـ دومين دليل مهم آمدن خدا به روى زمين را به صورت عيسى مسيح را با آيه توضيح دهيد ؟
كه الگوى كامل باشد. او مثل ما در روى زمين زندگى كرد ولی گناه نكرد و نمونه يك انسان كامل را در روى زمين به ما نشان داد
( اآيه 13 فصل 4 افسسيان را مطالعه كنيد )

78 ـ وقتى خدا روى زمين به صورت عيسى مسيح ۳۳سال و نيم زندگى كرد پس آيا هيچ جاى ديگر روى زمين خدا نبود؟
خداى ازلی و ابدى روح است و همه جا حاضر. خدا به صورت كلمه وجود داشته و در عين حال در تمام دنيا به صورت روح از ازل حاضر بوده و هست. اگر خدا در منزل ما باشد آيا در منزل دوست ما در ايران هم هست ؟ آيا درست نيست كه بگوييم كه خداى كامل در خانه ماست و خداى كامل نيز در آن واحد در خانه دوست ماست . اگر از خدا بخواهيم كه در خانه ماست جسم بپوشد و به صورت انسان پيش ما ظاهر گردد آيا او ديگر در ايران نيست ؟ و آيا خدايى كه در خانه ماست كامل نيست ؟ پس وقتى كلمه كه خود خداست در 2000 سال پيش جسم پوشيد از ازل بوده و خود خداست و در عين حال در همه جا حاضر. خدا درهمه حال به صورت پدر و پسر و روح القدس بوده ، هست و خواهد بود. ( يوحنا 1 : 1 -3 و عبرانيان 13 : 8 )

79 ـ اگر عيسى خود خداست پس چرا به پدر دعا مي کند ؟
عيسى پسر خدا يعنى خدا در جسم انسان. او 100% خدا و 100% انسان بود. در هر كجا كه عيسى دعا به پدر مي كند آن شخصيت 100% انسانى او به آسمان دعا مي كند و به اين صورت رابطه خود پسر را با پدر نشان مي دهد و همچنين رابطه ما 100% انسان را با خدا به صورت الگو نشان مي دهد. ( متى26 : 39) و عيسى نه تنها آمد كه گناه ما را بردارد بلکه در درجه دوم يك الگو كامل زندگى و رابطه ما با خدا و ساير انسان ها شد. تا هرچه او كرد ما نيز بكنيم.


80 ـ اگر عيسى خود خدا بود پس چرا بر روى صليب مي گويد : پدر چرا مرا ترك كرده اى ؟
آن 100% انسانى او در يك آن گناه تمام جهان را بر خود گرفته و در دوم قرنتيان 5 : 21 مي گويد كه او گناه شد. يعنى 100% خدايى او ديگر نمي توانست با گناه در يك بدن ساكن باشد. و عيسى از اين جدايى درد مي كشيد. آيا شما از جدايى از خدا ناراحت مي شويد و يا اصلا" اهميتى براى شما ندارد؟ ( متى 27 : 46)

ادامه دارد...................

+ نوشته شده در  Mon 10 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 


50 ـ انسان از چه چيز مي بايست نجات يابد ؟
۱ ـ اسارت و تسلط گناه
۲ ـ مرگ روحانى
۳ ـ اسارت و تسلط شيطان

51 ـ چه كسى مي تواند ما را از ۳ مسئله باﻻ نجات دهد ؟
فقط خود خدا كه ما را توسط خون بره نهائى كه عيسى مسيح ناصرى است مي تواند آزاد كند . خدا جسم پوشيد و خود را عيسى نام نهاد و با مرگ و برخاستن او به صورت100% انسان به من انسان اين اجازه را مي دهد كه با درك اين مطلب و قبول و اعلام آن از ۳ مسئله نام برده شده آزاد شويم .

52 ـ چگونه خدا جريمه گناه ما را پرداخت كرده است ؟
بوسيله خون خود روى صليب تا ما ديگر جريمه را پرداخت نكنيم
او در روى صليب گفت كه تمام شد ( يوحنا 19 : 30 ) به زبان يونانى اين جمله ترجمه كاملترى دارد . اصل يونانى مي گويد پرداخت شد و به تمامى و كامل پرداخت شد . يعنى تمام جريمه گناهان ما پرداخت شد .

53 ـ در عهد عتيق انسان گناه كرد و و از خدا جدا شد و براى برگشت و مشاركت با خدا احتياج به پوشش بود. اين پوشش چه بود ؟
اين پوشش (كفاره ) خون بره بود كه در عهد جديد او با خون خود ما را نه تنها پوشش داد و كفاره كرد بلكه گناه را محو كرد .

54 ـ اين پوشش را چه كسى اول فراهم كرد ؟
خود خدا در پيدايش 3 : 21

55 ـ براى پرداخت جريمه و پوشش كناه خون بايد ريخته شود . آيه مربوط به آن را بنويسيد ؟
ﻻويان 17 : 11

56 ـ در مورد اين مطلب كه خدا نجات دهنده است نه هيچ انسانى آيه اى از اشعياء بنويسيد .
اشعياء 12 : 2-3

57 ـ آيه اى را در اشعياءدر مورد اين كه خدا واحد است را بنويسيد ؟
اشعياء 45: 5 ـ 6

58 ـ آيه اى از اشعياء بنويسيد كه نشان مي دهد و پيشگوئى شده است كه خدا مي آيد ( به صورت انسان ميآيد)؟ اين خداى يكتا به روى زمين ميآيد ؟
اشعياء 40 : 9 ـ 10

59 ـ آيه اى از اشعياء بنويسيد كه نشان مي دهد او به صورت يك شبان مي آيد ؟
اشعیاء 40 : 11

60 ـ آيه اى از اشعياء بنويسيد كه نشان مي دهد او به صورت يك انسان از يك باكره به اين دنيا مي آيد ؟
اشعياء 7 : 14


61 ـ آيه اى از اشعياء بنويسيد كه نشان مي دهد كه اين ولد (پسرخدا) خودش خداى قدير است و اين پسر ، در حقيقت اعلام مي كند كه خودش پدر سرمدى است ؟
اشعياء 9 : 6

62 ـ معنى پسر خدا در آيه اى در سئوال باﻻ در اشعياء نوشتيد چيست ؟
پسر خدا به معنى خدا جسم انسانى مي پوشد . خدا در جسم ۰

63 ـ آيا خدا قادر به انجام هر كارى هست ؟
بله ( دانيال3 : 17 و بيشتر مزامير) بله ولی كسى مي پرسد كه پس چرا خودش مي تواند كه سنگى بسازد كه خودش نتواند حمل كند؟ در جواب اين حرف ها و سواﻻت پاسخ اين است كه خدا خارج از شخصيت خود عمل نميكند ۰

64 ـ آيا خدا مي تواند جسم انسانى بپوشد ؟
چون او قادر است بله. خدا در طول تاريخ كتاب مقدس چندين بار خود را به صورت انسان و در جسم يك مرد به افراد زيادى نشان داده است. به ابراهيم درپيدايش 18 و به يعقوب در پيدايش 32 با يوشع در باب 5 و با جدعون در باب 6 داوران .

ادامه دارد...................
+ نوشته شده در  Sun 9 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 


31 ـ براى رسيدن به حضور خدا انسان به چه اعمالی دست مي زند ؟
اعمال انسانى او با درست كردن لباس از برگ انجير شروع شد و بعد با بهانه آوردن و انداختن گناه بر سر يك ديگر. آدم گفت كه زن مرا مجبور كرد و زن گفت كه شيطان كه تو خدا آفريده اى و به زبان ديگر آنها جدائى خود را از خدا و گناه را گردن خود خدا انداختند. امروزه بعضى انسانها با اين كار خود را از تقصير و جريمه و نتايج گناه برى مي دانند و مي گويند خود خدا ما را آفريده و گناه را خود او معرفى كرده و باعث شده كه ما گناه كنيم ، پس ديگر ما را تقصيرى نيست و احتياج به آمرزش گناهان و برگشت نداريم . بعضى ديگر مي دانند كه گناه كرده اند و صادقانه مي خواهند به حضور خدا برگردند . ولی با كار نيكو و اعمال انسانى و نيك بودن مي خواهند كه خود را در مقابل خدا بدون گناه نشان دهند. كار نيك و اعمال نيكو وظيفه انسان از بدو خلقت بوده و هست. اصلا" خدا انسان را شبيه خود آفريد و بسيار نيكو آفريد كه كار نيك بكند و اگر انسان كار نيك مي كند نمي تواند بگويد كه چه كارى براى خدا كردم و منت سر خدا بگذارد . حال آنكه وظيفه او بوده و هست كه كار نيك بكند. و با كار نيك گناهان آمرزيده نمي شود ، بلكه ما داريم كارى مي كنيم كه براى آن آفريده شده ايم كه انسان ها نيكو ، خوب باشيم و در حال كار نيكو بكنيم .

32 ـ آيا كار نيك مي تواند انسان را به حضور خدا ببرد ؟ آيات مربوط را بنويسيد ؟
كار نيك وظيفه انسان است ولی با آن نمي توان مقبول خدا شد . اگر كار نيك بدانيم و نكنيم متأسفانه نكردن آن پاى ما گناه محسوب مي شود . (يعقوب 4 : 17) و در عهد عتيق در( اشعياء 64: 6) خدا مي فرمايد كه كار نيك ما در مقابل او چيزى جز يك پارچه كثيف نيست . نه آنكه او دوست نداشته باشد كه ما كار نيك كنيم بلكه با انجام آن ها نمي توانيم خود را عادل نمائيم و بگوئيم كه شايسته حضور خدا را داريم و خدا مي بايست ما را بخاطر اين اعمال به عنوان شخص آمرزيده شده ، نيك مطلق ، پارسا و عادل بپذيرد . ولی بعد از اينكه بوسيله كار (نيك ) مسيح روى صليب و اينكه ما آن را بعنوان فديه يا كفاره گناهان خود قبول كرديم در آن صورت ما عادل شمرده خواهيم شد و كار نيك نتيجه طبيعى اين نجات خواهد بود .

33 ـ آيا هيچ انسانى مي تواند بگويد كه گناه نكرده ، و كاملا" بى گناه است ؟
همه انسانها گناه كرده اند. هر كه از آدم و حوا و بچه هاى آنها در اين دنيا متولد شود در دورى از خدا به اين دنيا مي آيد و در حقيقت در موقعيت اين دورى ( موقعيت گناه ) قرار مي گيرد. همه حتى پيامبران نيز در گناه به اين دنيا آمده اند و گناه نيز كردند.
(رومیان 3 : 23).كتاب مقدس به وضوح و بسيار آشكارا گناهان پيامبران كه مثل من و شما انسان بودن را نشان مي دهد و آن ها را پنهان نمي كند. مثل مست كردن نوح، دروغ ابراهيم آدم كشى حضرت موسى ، زنا و قتل حضرت داود ، اعمال گناه آلود حضرت سليمان قبل از آمدن خود خدا به روى زمين و گناهان شاگردان و رسوﻻن عهد جديد بعد از مرگ و رستاخيز خود . تنها خود خدا كه به صورت يك انسان و آدم كامل روى زمين زندگى كرد گناه نكرد تا مثل يك بره بى گناه فديه گناهان همه ما گردد .
34 ـ آيا انسانى در روى زمين مي تواند بگويد كه من به پاكى صد در صد خدا هستم ؟
خدا پاك است و انسان جدا شده دور از آن قدوس ، در پاكى 100% نيست . البته انسانها خود را با يكديگر مقايسه مي كنند و فكر مي كنند كه پاك هستند. امثال 20 : 9

35 ـ قانون خدا كه به صورت 10 فرمان به موسى داده شد براى چه بود ؟
ده فرمان و بقيه فرمانهاى خدا كه در ۵ كتاب اول نوشته شده تنها 10 فرمان نيست بلكه تماما" 613 فرمان مي باشد كه براى نشان دادن استاندارد خداست . مردم فقط شايد 10 فرمان اول را كه بر روى لوحه هاى سنگى توسط خود خدا نوشته شد را ممكن است بياد داشته باشند . (خروج 20 : 1-17 ) اين فرمانها و قانونها يا شريعت خدا براى اين است كه بدانيم كه خدا پاك و مقدس و قابل پرستش است و ما انسان ها وقتى دروغ مي گوئيم و يا قتل مي كنيم و يا به همسايه خود حسد مي بريم و يا به پدر و مادر خود بى احترامى مي كنيم اين استاندارها بما نشان مي دهد كه از حضور او دور هستيم و از استاندارد مشاركت با او كوتاه و دور هستيم و با مقايسه خود با آن قوانين متوجه مي شويم كه به پاكى خدا نيستيم و استاندارد او را نگاه نداشتيم و طبعتا" گناه كرده ايم . قانون خدا و شريعت او فقط براى نشان دادن گناه مي باشد (روميان 3 : 20 ) قانون و کلام خدا مانند يك آينه است كه با ديدن صورت خود در آن به كثيفى آن و لكه هاى آن پى مي بريم . (يعقوب 1 :23-24 )


36 ـ مذهب از كجا شروع شد ؟ و چه معنى مي دهد ؟
مذهب به معنى راه و روش است كه انسان براى رسيدن به خدا مي خواهد از اين روش هاى انسانى (مذهب ) استفاده كند ،انسان از هيچ راه و فلسفه انسانى نمي تواند به خدا برسد. (امثال14 : 12، اشعياء 55 : 8-9 ) مسيحيت يك رابطه مستقيم بين انسان و خداست. كه خدا به انسان مي رسد نه انسان به خدا.

37 ـ آيا با انجام مراسم مذهبى و بكن نكن و يا با حتى با اجراى شريعت و قانون خدا گناهان ما پاك ميشود ؟
در (روميان 3 : 20 ) مي گويد با انجام شريعت ما عادل شمرده نمي شويم . انسان ها با فكر اين كه : شريعت خدا را نگاه دارند ، مي توانند مقدس باشند ، غلط است چون ما فقط بوسيله كار مقدس و عالی مسيح روى صليب پاك شمرده مي شويم. و فقط بوسيله خون عيسى مسيح گناهان ما پاك مي گردد. ولی با نگاه داشتن شريعت كامل خدا كه شخصيت مسيح و زندگى مسيح وارانه است (روميان 10: 4 ) انسانها مي توانند روى زمين پيروز و خوشبخت زندگى كنند و بتوانند ابزار دست او گردند تا ملكوت خدا بر روى زمين پياده شود و باعث نجات تعداد زيادى گردند .

38ـ چرا براى رسيدن به خدا ، اعمال نيك ويا كارهاى شريعت و مذهب ما را به خدا نمي رساند؟ آيا آيه اى به خاطر مي آوريد كه دليل شما را به اثبات برساند ؟
اعمال نيك انسان همانند همان برگ انجير بود كه آدم براى رفتن به حضور خدا از درخت كند كه خود را بپوشاند. انسان فكر مي كند كه اگر اعمال نيك كند مي تواند گناهان خود را پاك كند و يا آنان را بپوشاند. خدا انسان را شبيه خود آفريد و نيك آفريد و نيك بودن و كار نيك كردن مي بايست در ذات ما و وظيفه ما باشد. براى كارى كه وظيفه ماست نمي توانيم منت سر خدا بگذاريم. حتى خداوند مي فرماييد اگر كار و يا عمل نيك مي دانى و نكنى گناه كرده اى . ( يعقوب 4: 17 )
هر چه قدر خود را پاك كنيم به پاكى خدا نمي رسيم. خدا قانون و شريعت خود را داد كه ما استاندارد او را بشناسيم و متوجه شويم كه در مقام مقايسه با خدا كجا ايستاده ايم. ده فرمان و بقيه فرمانها فقط براى اين بود كه ما فاصله خود را با خدا ببينيم . طبق کلام خدا شريعت ، گناه را مشخص مي كند. خداوند مي فرماييد با اعمال شريعت به پيش من نياييد.
(اشعياء 64 : 6 ، روميان 3 : 20 )

39 ـ آيا مي دانيد كجا در كتاب مقدس مي گويد كه اگر نيكويى مي دانى و نكنى گناه كرده اى ؟
يعقوب 4 : 17

40ـ در كجا نوشته شده كه همه افراد روى زمين كه به دنيا مي آيند گناه كرده اند و از جلال خدا قاصرند و كوتاه هستند ؟
روميان 3 : 23، جامعه 7 : 20، ايوب 15 : 14، مزمور143 : 2 ، اشعياء 53 : 6 ، اول يوحنا 1 : 8

ادامه دارد..............
+ نوشته شده در  Sat 8 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 

ـ معنى گناه چيست ؟
در لغت عبرى كه عهد عتيق به آن نوشته شده و همچنين به زبان يونانى كه عهد جديد به آن نوشته شده است ، در هردوقسمت كتاب مقدس ، گناه به معنى ( به هدف نزدن ) ميباشد. در كل كتاب مقدس
گناه به معنى دورى از خداست . انسان بخاطر خود كفايى و غرور از حضور خدا خارج شد. با آنكه معرفت نيك و بد را به كمال داشت ولی مي خواست خود براى خودش تصميم گرفته واز درخت معرفت بخورد. و خودش تجربه كند و اينكه فقط خدا بگويد و اطاعت كند كافى نبود. با آنكه شناخت كامل از بد و خوب را داشت و معنى مرگ و دورى از خدا را نيز كامل مي دانست و خدا به او در (پيدايش 2 : 17)گفته بود كه اگر از درخت معرفت نيك و بد بخورى خواهى مرد (دورى ابدى). درفصل ۳ پيدايش اين دورى با غرور و بى اطاعتى حوا و آدم شروع شد و آن منجر به احساس عريانى آنى ، خجالت و ترس تبديل گرديد.

۲۲ ـ نتايج گناه در زندگى بشر چه بوده و هست ؟
انسان بعد از جدائى در تاريكى بسر مي برد . و در حقيقت در مرگ روحانى (جدائى ابدى ) بسر مي برد . امرورزه ما در دنيائى زندگى مي كنيم كه بدى و بدبختى تجربه روزانه است . روزانه آدم و حوا هاى امروزى بدى را تجربه مي كنند و اثرات آن در زندگى خودشان و فرزندانشان غم ، درد ، تلخى ها ، ياس ، نااميدى ، ترس ، غرور ، خودخواهى ها ، جدائى ها ، حسادت ها ، دروغ ها ، غيبت ها ، فساد ، تعصبات ، قتل و آدم كشى ها و مرگ است .

23 ـ جريمه گناه و يا مزد گناه چيست ؟چه اتفاقى پس از مرك جسمانى مي افتد ؟( اگر گناه او آمرزيده نشده باشد) ؟
جريمه گناه : مرگ ( دورى ابدى از خداست ). همه انسانها از خدا دور هستند و هيچ انسانى نيست كه بگويد من گناه نكرده ام مگر آنكه معنى كناه را نداند . روح انسان در اين جهان در جدايى از خداست ودر تاريكى بسر مي برد و روح انسان از جنس تاريكى شده است . در موقع مرگ جسمانى روح از بدن انسان جدا شده و از آنجاييكه تاريكى هرگز به نور بازگشت نمي كند ، اين روح كه در و تاريك شده ، به روح خدا كه نور است بازگشت نمي كند و تا ابد از او دور مي ماند . اين دورى ابدى نتيجه (جريمه) گناه است . اين دورى ابدى در كتاب مقدس به مرگ (مرگ روحانى ) خوانده شده است . ( روميان 6 : 23 )

24 ـ چرا انسان در حال حاضر در اين همه درد و غم زندگى مي كند ؟
بعد از اينكه انسان گناه كرد (از حضور خدا خارج شد) در جايى قرار گرفت كه طبعا" درد و غم و تاريكى گناه وجود دارد . ( هر جا كه خداى آرامش وسلامتى نيست درود وجود دارد و جائى كه شادى خداوند نيست در عوض غم است و جائى كه نور خدا نيست مسلما" تاريكى وجود دارد . و تا زمانى كه انسان از اين موقعيت بيرون نيايد در درد و غم زندگى ، بسر خواهد برد. پدر آسمانى نمي خواهد كه انسان در اين موقعيت تا به ابد باقى بماند . او رحيم و مهربان و پر از فيض و بخشش است به خاطر همين براى برداشتن غم و درد ما روى صليب جان خود را فدا كرد . (اشعيا 53: 4)

25 ـ آيا خدا مي خواهد ما در اين سختى ها و دردها بسر ببريم ؟
پدر آسمانى نمي خواهد كه ما در اين موقعيت باقى بمانيم . به خاطر همين براى برداشتن غم و درد ما روى صليب جان خود را فدا كرد . (اشعيا 53: 4) لكن او غم ها ى مارا برخود گرفت و دردهاى مارا برخويش حمل نمود.

26 ـ معنى مرگ ابدى و يا جهنم چيِست ؟
دورى ابدى از خداى محبت . در عذاب و تاريكى ودرد.
( مكاشفه 20 :10-15 )

27 ـ آيا دليل گناه بشر تقصير شيطان بود ؟
خير ، آدم و حوا هردو اين اختيار و حق را داشتند كه به شيطان گوش ندهند و تشخيص دروغ او را داشتند و انتخاب كامل با آنها بود كه از نزد خدا جدا شوند يا نه . تقصير شيطان نمي توان گذاشت . البته شيطان وسوسه كرد و هنوز هم ما انسان ها را وسوسه مي كند ولی قادر به مجبور كردن ما به انجام گناه نيست . انسان خودش انتخاب مي كند كه به شيطان گوش دهد و دستورات او را اطاعت و اجرا كند . افرادى كه در كنترل شيطان و ارواح پليد قرار مي گيرند در يك زمان در گذشته خود به ارواح حق صحبت كردن به افكار خود را داده اند . در اين صورت ارواح حق كنترل و يا تاثير گذاشتن و يا به لفظ جنگ روحانى معنى حق ورود به روان (فكر ـ احساسات ـ اراده ) يك شخص را پيدا كرده اند . و اين امكان دارد كه با اجازه خود شخص بوده و يا به خاطر موقعيت خاص روحى و روانى و يا حتى گناه شخص ديگرى اين اجازه به شيطان و ارواح داده شده است . اما خوشبختانه آنانى كه به مسيح ايمان دارند مي توانند اين نوع كنترل ها و حق مالكيت هاى بى جاى شيطان و ارواح پليد را پس بگيرند .

28 ـ گناه اول را چه كسى كرد ؟ آيا حوا يا آدم ؟ تقصير با كه بود ؟
گناه را هردوى آدم و حوا كردند . هردو مي توانستند بگويند نه. حتى اگر يكى مي گفت بله به گناه ديگرى مي توانست اورا به انتخاب درست تشويق كند و از دورى و گناه آزاد نمايد . بله ترتيب ورود گناه به زندگى بشريت اول با حوا بود ولی مرد مي توانست او را از اين دورى و گناه برگرداند ولی نكرد. بله گناه و مرگ ابدى اول از طريق زن وارد زمين شد ولی خبر خوش اين است كه آمرزش گناه و نجات و حيات (كه عيسى مسيح باشد ) نيز از طريق يك زن بعدا وارد جهان شد. اگر اول پوئن منفى را به زن مي دهيد در اين صورت مي بايست پوئن مثبت در مورد نجات را نيز به زن برگردانيد .



29 ـ آيا انسان قبل از اينكه گناه كند در مقابل خدا آيا لباسى به تن داشت ؟ آيا از خدا خجالت مي كشيد ؟ آيه مربوط را بنويسيد ؟
پيدايش 2 : 25 آخرين آيه قبل از گناه فصل ۳ نشان مي دهد كه آدم و حوا هردو عريان بودند و لباسى بر تن نداشتند و از خدا خجالت بخاطر عريانشان خجالت نمي كشيدند . امروزه خدا مي خواهد ما در مقابل او و در مشاركت او همواره قرار بگيريم و در مقابل او شفاف باشيم و خجالت از هيچ چيزى نداشته باشيم ماداميكه باور داشته باشيم كه خون مسيح پاك كننده و لباس سفيد عدالت او بر تن ما است و در زير آن لباس گناه نكنيم در مقابل او ترس و يا خجالت نداريم .

30 ـ انسان براى پوشش خود از عريانى كه در مقابل خدا خجالت نكشد چه كرد ؟
خود را با برگ انجير پوشاند تا عريانيشان پوشانده شود . (پيدايش 3 : 7 ) اين يك كار انسانى و يك عمل نيك انسانى بود كه كرد تا بتواند به نزد خدا برود. اما برگ انجير زود خشك مي شود و موقتى است و مي ريزد و او دوباره در مقابل خدا عريان است . انسان امروزه با سعى و كوشش و عمل دست خود (كندن برگ انجير و ساختن لباس ) مي خواهد خود را از گناه بپوشاند .

ادامه دارد...........
+ نوشته شده در  Fri 7 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 

11 ـ آيا انسان در حضور خدا در ترس بود ؟
آدم و حوا رو در رو با خدا ملاقات مي كردند و از او ترس نداشتند حتى آنها در مقابل خدا عريان بودند و حتى شرم نداشتند و خجالت نمي كشيدند چه برسد به وحشت از خدا . پيدايش 2 : 25 ( آخرين آيه قبل از داستان گناه و دورى آدم و حوا از حضور خدا )

12 ـ آيا خدا ظلمت و تاريكى را آفريده است ؟
خدا خالق كل هستى و تمام خلقت و همه چيز است حتى ظلمت و تاريكى و حتى بدى را خدا آفريده ولی نه براى انسان كه در بدى قرار بگيرد در آيه اشعياء 45 : 7 كاملا" اين مطب را گوشزد مي كند .
اگر تاريكى آفريده نمي شد نور معنى خود را نداشت و با بودن بدى نيكوئى جلوه خاص خود را پيدا مي كند ولی در هيچ صورتى خدا بدى و تاريكى را براى ما نيافريد كه ما در آن زندگى كنيم ۰ تمام افكار خدا براى ما سلامتى و نيكوئى است (ارمياء 29: 11 ) ما فرزندان نور هستيم (افسسيان 5 : 9 )

13 ـ آيا انسان معرفت نيك و بد را داشت ؟ (تشخيص و دانش فرق بين بدى و خوبى) ؟ چرا ؟ آيه ؟
بله ، از آنجايى كه طبق (پيدايش 1: 26-28) خدا انسان را به شباهت خود آفريد و كامل آفريد ، انسان قدرت درك و فهم و معرفت تشخيص خوب و بد (معرفت نيك و بد) را داشت . درك بدى را داشت ولی بدى را تجربه نكرده بود و ﻻزم نداشت كه تجربه كند تا بداند كه چيست . اگر فقط حرف پدر را قبول مي كرد كه خوردن از درخت معرفت نيك و بد (كه نشانه تجربه كردن است ) باعث مي شود كه در بدى قرار بگيرد اين دورى پديد نمي آمد .



14 ـ درخت نيك و بد آيا سيب بود يا گندم ؟
درخت معرفت نيك و بد يك درخت بوده كه ميوه قابل خوردن هم داشته است ولی در كتاب مقدس نامى از سيب و نه از گندم برده نشده است . اين درخت يك سمبل در خروجى است كه خدا اين در را در باغ نهاد كه به انسان اجازه و حق انتخاب دهد . اگر اين در خروجى وجود نداشت انسان در اسارت خدا در باغ باقى مي ماند . محبت خدا آزادى مي دهد و در خروجى نشانه آزادى است نه آزمايش و يا تست و يا زورگوئى و استثمار .

15 ـ چرا خدا اصلا" درخت نيك و بد را آفريد ؟
خدا اين درخت را به عنوان در خروجى و نشانه حق آزادى و حق انتخاب به انسان داد . اگر اين در وجود نداشت انسان در حضور خدا در زندان بود . حتى بگوئيد در محبت بود باز انسان در زندان محبت محبوس مي شد ولی خدا نمي خواهد كه ما را بزور در محبت خود نگاه دارد و محبت خدا بدون قيد و شرط است چه ما در پيش او بمانيم و نمانيم او مارا به تمامى عشق الهى خود دوست دارد .

16 ـ آيا وقتى كه انسان در حضور خدا بود آزاد بود كه در پيش او بماند و يا آيا آزاد بود كه از پيش او برود ؟ با يك آيه بگوئيد چرا و توضيح دهيد ؟
انسان در حضور خدا در روى زمين بود ولی آزاد بود كه در مشاركت او بماند و يا از حضور او خارج گردد . در خروجى (درخت معرفت ) اين آزادى را تضمين مي كرد . پيدايش 2 : 17
انسان آزاد بود كه در حضور خدا بماند و آزاد بود كه از پيش او دور شود و اين حق را داشت . ولی استفاده از هردو حق آزادى ( ماندن و يا نماندن ) در زندگى او اثرات و نتايجى داشت كه آدم كاملا" به آن واقف بود . امروزه ما مسيحيان نيز اين حق را هنوز داريم كه با اطاعت خدا در حضور و مشاركت او باقى بمانيم . اما امروزه نيز حتى با داشتن نجات ، مي توانيم با بى اطاعتى از مشاركت و بركات او خارج شويم . همان طورى كه خدا از طريق موسى به قوم سرگردان اسرائيل در بيابان حق اتتخاب داد ( تثنيه 31: 15-20) اين حق انتخاب را امروز نيز شما داريد . چقدر زيباست كه خداوند ما ، آرى از خودخواهى و پر از فيض و آزادى است . استفاده درست از اين آزادى باعث حيات و بركت خواهد شد . خداوند ما عيسى مسيح شما را آزاد گذاشته است كه با تمامى قلب او را دوست بداريد نه از روى اجبار و ترس و وحشت بلكه با احترام و عشق قلبى و آزادنه .

17 ـ چه شد كه انسان از حضور خدا خارج شد ؟ دليل واقعى آن چه بود ؟
انسان به دليل خود كفائى و بى اطاعتى كه ريشه آن خودخواهى و غرور است از حضور خدا خارج شد . (پيدايش 3 : 1 ـ 6 ) حوا از درخت معرفت نيك و بد خورد . خوردن در اينجا به معنى تجربه كردن بعنوان تجربه شخصى و قابل لمس انسانى است . وسوسه شيطان در مورد خوردن از اين درخت و دروغ او در مورد مردن و نمردن نيز حوا را به شك انداخت . حال آنكه حوا حق داشت كه به شيطان بگويد كه من احتياج ندارم كه از درخت بخورم چون موقعيتى كه اﻻن دارم بهتر است از زمانى كه از آن درخت بخورم . حوا احتياج نداشت كه بدى را تجربه كند تا بداند كه بدى چيست بلكه معرفت آن را خدا به او داده بود و او به شباهت خدا بود و معرفت و شناخت آن را داشت . ما لزومى ندارد كه دست خود را در آنش ببريم تا تجربه كنيم كه دست ما را مي سوزاند اگر كسى كه ما را دوست دارد و بما مي گويد كه دست تو خواهد سوخت . ديگر احتياج به تجربه من و ما ندارد .
شيطان در پيدايش ۳ : ۵ حوا را در مورد شباهت خدا شدن گول زد . حوا مي دانست كه مانند خدا هست و احتياجى به شبيه شدن ندارد . ولی وسوسه شيطان در قلب حوا اين غرور را آتش زد كه به خدا احتياج نخواهى داشت و اين شروع غرور در قلب حوا بود كه باعث شد كه از درخت معرفت بخورد و در حقيقت با تجربه بدى و نيكى فكر مي كرد كه از اين به بعد احتياجى ندارد كه خدا به او بگويد كه چه بد است و چه خوب است . وقتى حوا حرف خود را بر حرف خدا برترى دانست و خود او تصميم گرفت كه چه چيزى براى او خوب و چه چيزى بد است يعنى من از خدا برتر هستم و حرف من بر او بر ترا ست . درست مانند بچه هاى ما كه در بى اطاعتى مي خواهند خودشان كارى را بكنند كه پدر و مادر كاملا" مي دانند براى آنها مضر است . و پدر و مادر بدون هيچ چشم داشتى و يا احساس برترى و يا كنترل و استثمار آن را به بچه هاى خود نمي گويند ولی باز بچه ها مي توانند كه از آن نصيحت ها سرپيچى كنند ولی با تمام بى اطاعتى آنها و بعد از شكست و تجربه هاى تلخ وقتى برمي گردند باز دوباره پدر و مادر نيكو ، آنها را را مي پذيرند. خدا نيز با همه بى اطاعتى ما انسانها باز بخاطر عشق پدرى خود براى ما راه برگشت را فراهم كرده است

18 ـ با خوردن از درخت معرفت نيك و بد براى آدم و حوا چه اتفاق آنى افتاد ؟
آدم و حوا هردو از اين درخت خوردند (يعنى تجربه كردند) در پيدايش 3 : 7 فورا" و آنى فهميدند كه عريان هستند و خجالت كشيدند (كه ريشه آن ترس است ) و خود را از خدا پنهان كردند .حال آنكه در فصل ۲ آيه آخر آنان عريان بودندن و خجل نبودند.

19 ـ در اثر خوردن از درخت معرفت نيك و بد چه اتفاق در بعد روح افتاد ؟
انسان كه از جنس روح خدا بود و در مشاركت او بود در حقيقت روح او با خدا در ارتباط كامل بود . ولی چون از حضور او خارج شد روح انسان از روح خدا كه نور است جدا شد . از حضور نور وقتى خارج شويم اتوماتيك وار وارد تاريكى مي شويم . (جائى كه نور نيست تاريكى است ) . و روح انسان در تاريكى قرار گرفت و از جنس تاريكى شد . افسسيان 5 : 8

20 ـ شيطان كيست و چرا خدا اصلا" شيطان را آفريد ؟
شيطان يك فرشته است و از جنس روح مي باشد . ولی نه از جنس خدا فقط خدا انسان را به اين مقام نايل كرد كه جنس روح انسان از جنس خدا باشد . فرشتگان به شباهت خدا آفريده نشده اند . آنان خدمتكاران وپرستاران فرزندان خدا هستند (عبرانيان 1 : 14) شيطان يك فرشته پر قدرت با جمال و زيبا و حتى حكيم بود. مي توانيد خصوصيات او را در
(حزقيال 28: 11 ـ 19و اشعياء 14: 12-15 ) مطالعه كنيد .

ادامه دارد..............

+ نوشته شده در  Thu 6 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  | 


1 ـ خدا كيست ؟ آيه مربوط به آن را نيز بنويسيد .
خدا محبت است ، نور است ، يكتاست ، قادر مطلق ، خالق و آفريننده است
( اول يوحنا 4 : 8 ، یوحنا 1 : 1-3)

2 ـ به چه دليل خدا ما را آفريد ؟ جواب خود را با يك آيه بنويسيد .
خدا محبت است و محبت ايجاب مي كند كه محبوبى باشد ، محبت بدون محبوب معنى پيدا نمي كند خدا انسان را شبيه خود آفريد و انسان را بطور مساوى و به صورت زن و مرد آفريد. (پيدايش 1 : 26-18 و غزل غزلها 2 : 16 )

3 ـ بهشت كجاست ؟
هر كجا كه خدا باشد حضور او 100% آرامش ، شادى ، محبت و آزاديست و آنجا بهشت است .

4 ـ آيا آدم و حوا وقتى آفريده شدند در روى زمين بودند يا در آسمان ؟ آيه ؟
خدا آدم و حوا را در روى زمين و از خاك زمين سرشت . پيدايش 2 : 7 ـ 8
در روزى كه خدا آسمان و زمين را آفريد کلام خدا مي گويد هرچه خدا آفريد بسيار نيكو بود ، ( پيدايش 1: 31 ) انسان در روى زمين در حضور خدا زندگى مي كرد و بهشت روى زمين بود . (پيدايش 2 : 9-14)

5 ـ خدا كهكشان و جهان را در عرض چند روز آفريد ؟ توضيح دهيد كه معنى اين روز چيست ؟ آيا 24 ساعت است ؟
خدا جهان را در عرض ۶ (شش ) قسمت يا روز آفريد (فصل ۱ پيدايش ) روز در اين آيات ميتواند به معنی 24 ساعت تفسير كرد. كه بعضى از معلمان الهيات اين مطلب را باور دارند . ولی بيشتر معلمان الهيات نظر مي دهند كه بنا به آيه اى كه در مزمور 90 : 4 و همچنين در عهد جديد دوم پطرس 3 : 8 ، خدا از زبان پطرس دوباره اين مطلب را تكرار مي كند كه يك روز خدا مي تواند 1000 (هزار) سال ما باشد و يا بطور تفسيرى مي تواند اين يك روز هزاران سال باشد ، به همين دليل زمان آفرينش تا زمان واقعه گناه انسان مي تواند سالها و قرنها طول كشيده باشد . اين تفسير مي تواند به راحتى جواب زمين شناسان را راجع به قدمت زمين در مقام مقايسه با آفرينش را توضيح دهد .

6 ـ خدا جهان و اين عالی را براى چه و براى كه آفريد ؟
كولسيان 1 : 15-18 و پيدايش 1 : 26-27
تمام دنيا بوسيله عيسى مسيح آفريده شد . کلام خدا مي گويد كه بوسيله او و براى او آفريده شد كه به ما هديد دهد . در اصل خدا جهان را براى فرزندانش آفريد . شما وقتى كه در انتظار نوزاد هستيد مطمئن هستم كه اتاق و وسايل او را آماده مي كنيد و آنانى كه از نظر مالی غنى هستند حتى پرستار بچه را از قبل معين مي كنند. خداوند زمين و كهكشان را براى ما و فرشتگان را براى پرستارى ما آفريد . (عبرانيان 1 : 13)



7 ـ در كجا خدا گفته هرچه آفريده بسيار نيكو و عالی بود ؟
و آفرينش او 100% نيكو بود ؟
در پيدايش 1 : 31 آخرين آيه فصل يك

8 ـ محبت خدا براى آدم و حوا كه در حضور او بودند چگونه بود؟
خدا محبت 100% را براى آدم و حوا داشت۰و دليل آن اين است كه هرچه آفريده بود به او بخشيده بود ۰ هيچ چيز را از او دريغ نداشت . و حتى باغ را به او داد كه نگاهدارى كند و حيوانات را به او داد كه آنها ر ا نام گذارى نمايد و بر همه آنها و دنيا سلطنت كند . پيدايش 1 : 28 و پيدايش 2 : 15 و 19

9 ـ خدا ما را شبيه خود آفريد در چه آيه نوشته شده و چه معنى مي دهد ؟
انسان شبيه خدا آفريده شد (پيدايش 1 : 26-28) يعنى از نظر روح و روحيه و شخصيت و تمام خصوصيات ﻻزم براى زندگى پيروزمند روى زمين و با قدرت تشخيص خوب و بد (معرفت نيك و بد )

10ـ شادى و آرامش آدم و حوا در حضور خدا در مقام مقايسه با شادى دنياى حاضر و آرامشى كه درحال حاضر داريم چگونه بود ؟ چند درصد بود ؟
انسان در حضور خدا در شادى كامل و آرامش كامل بود (100% ) . اين معانى از آيات پيديش ۱ : 31 و فصل 2 پيدايش گرفته شده است . حال آنكه امروزه شادى ما در اين روزگار نسبى و فقط خوشحالی هاى زودگذر است و آرامش ما نيز نسبى و تماما" با محيط و افراد كنترل مي شود .

ادامه دارد......................
+ نوشته شده در  Mon 3 Apr 2006ساعت   توسط مسیحی  |