اول و آخر
اشعیا از این عنوان برای نشان دادن حاکمیت ابدی یهوه بر کل تاریخ از آغاز
تا انتها استفاده کرده است(اشعیا ۶:۴۴؛ ۱۲:۴۸؛ ۴:۴۱؛ ۱۰:۴۳؛ ۲۱:۴۵؛ ۹:۴۶-۱۰). عنوانی است که مسیح جلال یافته در مکاشفه به یوحنای رسول، برای خود استفاده کرد( مکاشفه ۱۷،۱۱:۱ ؛۸:۲ ؛۱۳:۲۲).
{اشعیا ۶:۴۴- خداوند پادشاه اسرائیل و یهوه صبایوت كه ولّی ایشان است چنین می گوید: من اوّل و آخر هستم و غیر از من خدایی نیست.}
{اشعیا ۱۲:۴۸- ای یعقوب و ای دعوت شدﮤ من اسرائیل بشنو! من او هستم! من اوّل هستم و آخر هستم!}
{اشعیا ۴:۴۱- كیست كه این عمل نموده و بجا آورده، و طبقات را از ابتدا دعوت نموده است؟ من كه یهوه و اوّل و با آخرین می باشم من هستم.}
{اشعیا ۱۰:۴۳- یهوه می گوید كه شما و بندﮤ من كه او را برگزیده ام شهود من می باشید تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید كه من او هستم و پیش از من خدایی مصوّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد.}
{اشعیا ۲۱:۴۵- پس اعلان نموده، ایشان را نزدیك آورید تا با یكدیگر مشورت نمایند. كیست كه این را از ايّام قدیم اعلان نموده و از زمان سلف اخباركرده است؟ آیا نه من كه یهوه هستم و غیر از من خدایی دیگر نیست؟ خدای عادل و نجات دهنده و سوای من نیست.}
{اشعیا ۹:۴۶- چیزهای اوّل را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی.}
{اشعیا ۱۰:۴۶- آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم بیان می كنم و می گویم كه ارادﮤ من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را بجا خواهم آورد.}
{مکاشفه ۱۱:۱- كه می گفت: من الف و یا و اول و آخر هستم. آنچه می بینی در كتابی بنویس و آن را به هفت كلیسایی كه در آسیا هستند، یعنی به اَفَسُس و اسمیرنا و پَرغامُس و طیاتیرا و ساردِس و فیلادَلفیه و لائودكیه بفرست.}
{مکاشفه ۱۷:۱- و چون او را دیدم، مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده، گفت: ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛ }
{مکاشفه ۸:۲- و به فرشتﮤ كلیسای در اسمیرنا بنویس كه این را می گوید آن اوّل و آخر كه مرده شد و زنده گشت.}
{مکاشفه ۱۳:۲۲- من الف و یاء و ابتدا و انتها و اول و آخر هستم. }
پادشاه
مزامیر ۱۶:۱۰؛ ۷:۲۴-۱۰؛ اول سموئیل ۱۲:۱۲. در دنیای قدیم سامی نامیدن قدرت الهی به عنوان پادشاه مرسوم بوده است. اشعیا خداوند دید که بر تخت سلطنت نشسته است و چنین ادعا کرد که «چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است»(اشعیا ۱:۶، ۵).
{مزامیر ۱۶:۱۰- خداوند پادشاه است تا ابدالآباد. امّت ها از زمین او هلاك خواهند شد. }
{مزامیر ۷:۲۴- ای دروازه ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلال داخل شود! }
{مزامیر ۸:۲۴-این پادشاه جلال كیست؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند كه در جنگ جبار است! }
{مزامیر ۹:۲۴-ای دروازه ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود! }
{مزامیر ۱۰:۲۴- این پادشاه جلال كیست؟ يَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست! سلاه. }
{اول سموئیل ۱۲:۱۲- و چون دیدید كه ناحاش، پادشاه بنی عَمّون، بر شما می آید به من گفتید: نی بلكه پادشاهی بر ما سلطنت نماید، و حال آنكه يَهُوَه، خدای شما، پادشاه شما بود. }
{اشعیا ۱:۶- در سالی كه عزّيّا پادشاه مرد، خداوند را دیدم كه بر كرسی بلند و عالی نشسته بود، و هیكل از دامنهای وی پر بود.}
{اشعیا ۵:۶- پس گفتم: وای بر من كه هلاك شده ام زیرا كه مرد ناپاك لب هستم و در میان قوم ناپاك لب ساكنم و چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است.}
ادامه مطلب
اشعیا از این عنوان برای نشان دادن حاکمیت ابدی یهوه بر کل تاریخ از آغاز
تا انتها استفاده کرده است(اشعیا ۶:۴۴؛ ۱۲:۴۸؛ ۴:۴۱؛ ۱۰:۴۳؛ ۲۱:۴۵؛ ۹:۴۶-۱۰). عنوانی است که مسیح جلال یافته در مکاشفه به یوحنای رسول، برای خود استفاده کرد( مکاشفه ۱۷،۱۱:۱ ؛۸:۲ ؛۱۳:۲۲).
{اشعیا ۶:۴۴- خداوند پادشاه اسرائیل و یهوه صبایوت كه ولّی ایشان است چنین می گوید: من اوّل و آخر هستم و غیر از من خدایی نیست.}
{اشعیا ۱۲:۴۸- ای یعقوب و ای دعوت شدﮤ من اسرائیل بشنو! من او هستم! من اوّل هستم و آخر هستم!}
{اشعیا ۴:۴۱- كیست كه این عمل نموده و بجا آورده، و طبقات را از ابتدا دعوت نموده است؟ من كه یهوه و اوّل و با آخرین می باشم من هستم.}
{اشعیا ۱۰:۴۳- یهوه می گوید كه شما و بندﮤ من كه او را برگزیده ام شهود من می باشید تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید كه من او هستم و پیش از من خدایی مصوّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد.}
{اشعیا ۲۱:۴۵- پس اعلان نموده، ایشان را نزدیك آورید تا با یكدیگر مشورت نمایند. كیست كه این را از ايّام قدیم اعلان نموده و از زمان سلف اخباركرده است؟ آیا نه من كه یهوه هستم و غیر از من خدایی دیگر نیست؟ خدای عادل و نجات دهنده و سوای من نیست.}
{اشعیا ۹:۴۶- چیزهای اوّل را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی.}
{اشعیا ۱۰:۴۶- آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم بیان می كنم و می گویم كه ارادﮤ من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را بجا خواهم آورد.}
{مکاشفه ۱۱:۱- كه می گفت: من الف و یا و اول و آخر هستم. آنچه می بینی در كتابی بنویس و آن را به هفت كلیسایی كه در آسیا هستند، یعنی به اَفَسُس و اسمیرنا و پَرغامُس و طیاتیرا و ساردِس و فیلادَلفیه و لائودكیه بفرست.}
{مکاشفه ۱۷:۱- و چون او را دیدم، مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده، گفت: ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛ }
{مکاشفه ۸:۲- و به فرشتﮤ كلیسای در اسمیرنا بنویس كه این را می گوید آن اوّل و آخر كه مرده شد و زنده گشت.}
{مکاشفه ۱۳:۲۲- من الف و یاء و ابتدا و انتها و اول و آخر هستم. }
پادشاه
مزامیر ۱۶:۱۰؛ ۷:۲۴-۱۰؛ اول سموئیل ۱۲:۱۲. در دنیای قدیم سامی نامیدن قدرت الهی به عنوان پادشاه مرسوم بوده است. اشعیا خداوند دید که بر تخت سلطنت نشسته است و چنین ادعا کرد که «چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است»(اشعیا ۱:۶، ۵).
{مزامیر ۱۶:۱۰- خداوند پادشاه است تا ابدالآباد. امّت ها از زمین او هلاك خواهند شد. }
{مزامیر ۷:۲۴- ای دروازه ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلال داخل شود! }
{مزامیر ۸:۲۴-این پادشاه جلال كیست؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند كه در جنگ جبار است! }
{مزامیر ۹:۲۴-ای دروازه ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود! }
{مزامیر ۱۰:۲۴- این پادشاه جلال كیست؟ يَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست! سلاه. }
{اول سموئیل ۱۲:۱۲- و چون دیدید كه ناحاش، پادشاه بنی عَمّون، بر شما می آید به من گفتید: نی بلكه پادشاهی بر ما سلطنت نماید، و حال آنكه يَهُوَه، خدای شما، پادشاه شما بود. }
{اشعیا ۱:۶- در سالی كه عزّيّا پادشاه مرد، خداوند را دیدم كه بر كرسی بلند و عالی نشسته بود، و هیكل از دامنهای وی پر بود.}
{اشعیا ۵:۶- پس گفتم: وای بر من كه هلاك شده ام زیرا كه مرد ناپاك لب هستم و در میان قوم ناپاك لب ساكنم و چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است.}
ادامه مطلب
