تبليغاتX
مسیح برای همه

مسیح برای همه

مسیح برای همه

شهادت برادر آلکس

 در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدم. پدر و مادرم سعی خودشان را کردند که من و دو خواهر و یک برادرم را به خوبی بزرگ کنند و با اعمالشان به ما نشان دهند که چطور باید خداوند را شکر و عبادت نمود.

من خیلی نسبت به همه چیز حساس بودم. مثلا: رفتار پدرم را که وقتی پشت ماشین می نشست چطور یک آدم دیگه می شد و با عصبانیت به همه فحش می داد و یا مادرم را که وقتی از کسی ناراحت می شد چطور او را نفرین می کرد. به این نتیجه رسیدم که خودم باید از یک راهی شروع کنم به خود شناسی و خدا شناسی. در سن 14 سالگی قرآن خریدم. مادرم خندید و گفت مگه ما در خانه قرآن نداریم. به خواندن قرآن و یادگیری پرداختم و در مدرسه نیز به قرائت قرآن برای دانش آموزان پرداختم. تصمیم گرفتم به حوضه علمیه بروم و در آنجا به یادگیری کلیه قرآن بپردازم. در جنوب شهر تهران جایی که ما زندگی می کردیم همه جور آدمی یافت می شد به غیر از تک و توکی افراد تحصیل کرده که خیلی کم می شد این اشخاص رو پیدا کرد. ولی از دزد و قاچاقچی گرفته تا آدم ربا و آدم کش خیلی فراوان بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 19 Jun 2007ساعت   توسط مسیحی  |