شهادت برادر مجتبی
در یکی از روستاهای ایران در یک خانواده پرجمعیت و فقیر بهدنیا آمدم. از همان کودکی مبتلا به بیماری آسم بودم و گهگاهی بیهوش میشدم و بر روی زمین میافتادم. فقر و مشکلات مالی خانواده بسیار رنجم میداد و همیشه آرزو میکردم که روزی ثروتمند شوم. یادم میآید پدرم هر وقت تحت فشار قرار میگرفت فوراً سیگاری روشن میکرد. من نیز هفت سالم بود که از روی کنجکاوی سیگاری از پدرم دزدیدم و در خفا شروع به کشیدن آن کردم و این شروعی شد برای آشنایی من با مواد مخدر.
حدوداً ۱۳ سال داشتم که متوجه شدم بعضی از بستگانم به مواد مخدر و از جمله تریاک معتاد هستند و این موضوع بر من تأثیر زیادی نهاد و خیلی کنجکاو شدم که آن را امتحان کنم. چون با مشروبات الکلی آشنایی کامل داشتم مواد مخدر میتوانست برایم تجربهای جدید باشد. بالاخره در ۱۶ سالگی اولین بار از طریق پسر عمویم با کشیدن تریاک آشنا شدم و بدون اراده به مصرف آن ادامه دادم. این کار را دور از چشم والدینم انجام میدادم و چون در آن زمان خیلی ورزش میکردم به فکر آنها نیز خطور نمیکرد که من به چنین کارهایی دست بزنم.
ادامه مطلب
در یکی از روستاهای ایران در یک خانواده پرجمعیت و فقیر بهدنیا آمدم. از همان کودکی مبتلا به بیماری آسم بودم و گهگاهی بیهوش میشدم و بر روی زمین میافتادم. فقر و مشکلات مالی خانواده بسیار رنجم میداد و همیشه آرزو میکردم که روزی ثروتمند شوم. یادم میآید پدرم هر وقت تحت فشار قرار میگرفت فوراً سیگاری روشن میکرد. من نیز هفت سالم بود که از روی کنجکاوی سیگاری از پدرم دزدیدم و در خفا شروع به کشیدن آن کردم و این شروعی شد برای آشنایی من با مواد مخدر.
حدوداً ۱۳ سال داشتم که متوجه شدم بعضی از بستگانم به مواد مخدر و از جمله تریاک معتاد هستند و این موضوع بر من تأثیر زیادی نهاد و خیلی کنجکاو شدم که آن را امتحان کنم. چون با مشروبات الکلی آشنایی کامل داشتم مواد مخدر میتوانست برایم تجربهای جدید باشد. بالاخره در ۱۶ سالگی اولین بار از طریق پسر عمویم با کشیدن تریاک آشنا شدم و بدون اراده به مصرف آن ادامه دادم. این کار را دور از چشم والدینم انجام میدادم و چون در آن زمان خیلی ورزش میکردم به فکر آنها نیز خطور نمیکرد که من به چنین کارهایی دست بزنم.
ادامه مطلب
